dangled
UKdæŋgld
US'dæŋgəld
معنی فارسی
بدنبال افتادن اويزان بودن نگاه داشتن اويزان کردن
بدنبال افتادن اويزان بودن نگاه داشتن اويزان کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن