دیکشنری فارسی

data

UKdeitə US'deıtə

معنی فارسی

داده اطلاعات مفروضات دانسته ها سوابق

معنی کامل و مثال‌ها

/dāt´ǝ, dat´ǝ/n.pl.

● (جمع ولی معمولا با فعل مفرد به کار می‌رود) داده‌ها، اطلاعات، (مسئله) معلومات، یافته‌ها، دانسته‌ها، مفروضات

they are still processing the data

هنوز دارند داده‌ها را پردازش می‌کنند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a collection of facts from which conclusions may be drawn “statistical data”

مترادف‌ها

noun plural
Facts, premises, given conditions.

واژه‌های دیگر با معنی «داده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن