data
UKdeitə
US'deıtə
معنی فارسی
داده اطلاعات مفروضات دانسته ها سوابق
معنی کامل و مثالها
/dāt´ǝ, dat´ǝ/n.pl.
● (جمع ولی معمولا با فعل مفرد به کار میرود) دادهها، اطلاعات، (مسئله) معلومات، یافتهها، دانستهها، مفروضات
they are still processing the data
هنوز دارند دادهها را پردازش میکنند.
تعریف انگلیسی
noun
- a collection of facts from which conclusions may be drawn “statistical data”
مترادفها
noun plural
Facts, premises, given conditions.