deadest معنی فارسی مرده بيحس منسوخ بينور بيکار کامل بي طعم واژههای دیگر با معنی «مرده» dead مرده، بيحس، منسوخ defunct مرده، درگذشته، متوفي lifeless مرده، عاري از زندگي. one man يک مرده، يک تنه، يک نفره dead-house مرده اي، جنازه اي necrophagous مرده خور، مرده خوار، لاشه خوار dead ball توپ مرده، توپ خارج از بازي (واليبال) resurrectionist مرده دزد، معتقد برستاخيز saprolite مرده سنگ، پوده سنگ body snatcher مرده دزد