دیکشنری فارسی

debrief

معنی فارسی

پرسش کردن اطلاعات کسب کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē brēf´, dē´-/vt.

(از خلبان و فرستاده و اسیر آزاد شده و غیره) گزارش خواستن، گزارش‌گیری کردن

a debriefing session

جلسه‌ی گزارش‌گیری

واژه‌های دیگر با معنی «پرسش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن