دیکشنری فارسی

cross-examine

معنی فارسی

استنطاق کردن پرسش کردن از بدقت جوياشدن از

معنی کامل و مثال‌ها

/krôs´ig zam´in/vt., vi.

(پیگیرانه و دقیق) مورد پرسش قرار دادن

(حقوق) بازپرسی کردن، استنطاق کردن، بازجویی کردن

the police cross-examined the murderer

پلیس از قاتل بازجویی کرد.

the cross-examination lasted two hours

بازجویی دو ساعت طول کشید.

واژه‌های دیگر با معنی «استنطاق کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن