cross-examine
معنی فارسی
استنطاق کردن پرسش کردن از بدقت جوياشدن از
معنی کامل و مثالها
/krôs´ig zam´in/vt., vi.
● (پیگیرانه و دقیق) مورد پرسش قرار دادن
● (حقوق) بازپرسی کردن، استنطاق کردن، بازجویی کردن
the police cross-examined the murderer
پلیس از قاتل بازجویی کرد.
the cross-examination lasted two hours
بازجویی دو ساعت طول کشید.