cross examine معنی فارسی استنطاق کردن بازجويي کردن. مترادفها verb active Cross question. واژههای دیگر با معنی «استنطاق کردن» cross-examine استنطاق کردن، پرسش کردن از، بدقت جوياشدن از cross-question بدقت جوياشدن از، استنطاق کردن re-examine دوباره باز پرسي کردن، از دوباره استنطاق کردن، دوباره امتحان کردن interrogate پرسش کردن از، سوال کردن از، بازپرسي کردن از cross examination بازجويي همگاني، تحقيق چند جانبه، بازپرسي کردن