deceivable معنی فارسی گول خور فريب خور فريفته شدني واژههای دیگر با معنی «گول خور» dupable گول خور، ساده لوح، رنگ کردن gullible گول خور، فريب خور، ساده لوح chouse گول خور، گول زدن. gullable گول خور. befool ادم گول خور، ساده لوح dupe ادم گول خور، رنگ کردن cully آدم گول خور - ساده لوح gull ساده لوح، ادم گول خور، گول زدن fallible اماده خطا (کردن)، اشتباه کننده، گول خور seducible بدراه شدني، ازراه در رفتني، فريفتني