دیکشنری فارسی

deciduous

UKdisidjeəs USdı'sıdʒuəs

معنی فارسی

افتنده ريزنده برگ ريز زودگذر

معنی کامل و مثال‌ها

/dē sij´ōō ǝs/adj.

● (گیاه‌شناسی) برگ ریز، خزانگر (در مقابل: همیشه سبز، بی‌خزان evergreen)، با خزان

● (جانورشناسی - در مورد شاخ و دندان شیری و بال و غیره) ریزنده

insects with deciduous wings

حشرات دارای بال‌های ریزنده

● زودگذر، موقت، ناپایدار، ناپا، گذرا، فانی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of plants and shrubs) shedding foliage at the end of the growing season
  2. (of teeth, antlers, etc.) being shed at the end of a period of growth “deciduous teeth”

مترادف‌ها

adjective
(Botany) Non perennial, temporary, caducous.

واژه‌های دیگر با معنی «افتنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن