دیکشنری فارسی

tumbler

UKtʌmblər US'tʌmblə

معنی فارسی

خراب لغزان افتنده فکسني آماده فرو ريختن

معنی کامل و مثال‌ها

/tum´blǝr/n.

آکروبات، معلق‌زن، ماهر در پشتک و خیز

(سابقا) سگ خرگوش‌گیر

کبوتر پشتک زن، کفتر معلقی

لیوان، (سابقا) لیوان ته‌گنبدی، پیاله

محتویات پیاله

(قفل - سلاح آتشین) زبانه، واگردان، رها ساز، (اتومبیل) دنده جا انداز

بخش چرخان ماشین رخت خشک کن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a gymnast who performs rolls and somersaults and twists etc.
  2. a glass with a flat bottom but no handle or stem; originally had a round bottom
  3. a movable obstruction in a lock that must be adjusted to a given position (as by a key) before the bolt can be thrown
  4. pigeon that executes backward somersaults in flight or on the ground

مترادف‌ها

noun
1. Acrobat, juggler, posture master.
2. Glass.

واژه‌های دیگر با معنی «خراب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن