دیکشنری فارسی

fritz

USfrıts

معنی فارسی

خراب

معنی کامل و مثال‌ها

/frits/n.

(امریکا- خودمانی) خراب (فقط به این صورت به کار می‌رود: on the fritz)

the radio is on the fritz

رادیو خراب است.

واژه‌های دیگر با معنی «خراب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن