دیکشنری فارسی

blooey

معنی فارسی

خراب

معنی کامل و مثال‌ها

/blōō´ē/adj.

(امریکا - خودمانی) خراب (blooie هم می‌گویند)

to go blooey

(در مورد اسباب و ماشین‌آلات) خراب شدن

واژه‌های دیگر با معنی «خراب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن