blooey
معنی فارسی
خراب
معنی کامل و مثالها
/blōō´ē/adj.
● (امریکا - خودمانی) خراب (blooie هم میگویند)
to go blooey
(در مورد اسباب و ماشینآلات) خراب شدن
خراب
/blōō´ē/adj.
● (امریکا - خودمانی) خراب (blooie هم میگویند)
to go blooey
(در مورد اسباب و ماشینآلات) خراب شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن