دیکشنری فارسی

deciphered

UKdisifiəd USdı'saıfəd

معنی فارسی

ازحالت رمزي دراوردن کشف کردن استخراج کردن پيداکردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. converted from cryptic to intelligible language

واژه‌های دیگر با معنی «ازحالت رمزي دراوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن