دیکشنری فارسی

decontamination

USdıkən'tæmə'neıʃən

معنی فارسی

گندزدايي ضد عفوني رفع آلودگي

واژه‌های دیگر با معنی «گندزدايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن