دیکشنری فارسی

decurrent

معنی فارسی

پايين افتاده

معنی کامل و مثال‌ها

/dē ku_r´ǝnt/adj.

● (گیاه‌شناسی - بیشتر در مورد برگ) بن باله‌ای، تاکدوس، پایین‌رو

واژه‌های دیگر با معنی «پايين افتاده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن