دیکشنری فارسی

def

معنی فارسی

کر ناشنوا ساکت دفاع دفاعي

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● خوانده، مدعی علیه

● دفاع

● دفاعی

● معوقه

● تعیین شده، معنی شده

● معنی، چم

واژه‌های دیگر با معنی «کر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن