def(a)ecatioh معنی فارسی عمل دفع واژههای دیگر با معنی «عمل دفع» temporize دفع الوقت کردن، وقت گذرانيدن، مطابق مقتضيات وقت عمل کردن expulsion اخراج، عمل بيرون کردن، دفع edulcoration عمل شيرين کردن، دفع موادنمکي يا اسيدي (ازاب)