دیکشنری فارسی

defame

معنی فارسی

بدنام کردن رسوا کردن افترا زدن به

معنی کامل و مثال‌ها

/dē fām´, di-/vt.

(قدیمی) بدنام کردن، آبروی کسی را بردن

افترا زدن، هتک حرمت کردن، تهمت زدن

مترادف‌ها

verb active
Asperse, slander, malign, calumniate, traduce, vilify, revile, libel, blacken, abuse, blemish, run down, speak ill of.

واژه‌های دیگر با معنی «بدنام کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن