defame
معنی فارسی
بدنام کردن رسوا کردن افترا زدن به
معنی کامل و مثالها
/dē fām´, di-/vt.
● (قدیمی) بدنام کردن، آبروی کسی را بردن
● افترا زدن، هتک حرمت کردن، تهمت زدن
مترادفها
verb active
Asperse, slander, malign, calumniate, traduce, vilify, revile, libel, blacken, abuse, blemish, run down, speak ill of.