دیکشنری فارسی

defecation

UKdefəkeiʃən

معنی فارسی

پالايش تصفيه خروج براز

مترادف‌ها

noun
1. Clarification, purification, refining, cleansing.
2. Going to stool, evacuation (of the bowels), voiding excrement.

واژه‌های دیگر با معنی «پالايش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن