دیکشنری فارسی

depuration

معنی فارسی

پالايش پالش تصفيه

مترادف‌ها

noun
1. Cleansing, purification.
2. Clarification, clearing, clarifying.

واژه‌های دیگر با معنی «پالايش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن