defoliates UKdiːfoulieits معنی فارسی بي برگ کردن واژههای دیگر با معنی «بي برگ کردن» defoliate بي برگ کردن defoliator بي برگ کردن dispetal بي برگ کردن (گل) unharness زره را از تن در آوردن، زين و برگ را باز کردن، بي لگام کردن