دیکشنری فارسی

deign

UKdein

معنی فارسی

لطفاً پذيرفتن گذاشتن تمکين کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dān/vi., vt.

بزرگواری کردن، منت گذاردن، لطف کردن

the ambassador deigned to shake my hand

سفیر کبیر با دست دادن با من، بر من منت گذاشت.

خود را کوچک کردن، سر به سر پایین‌تر از خود گذاشتن

I didn't deign to answer

جواب دادن را مادون شان خود دانستم.

مترادف‌ها

I. verb neuter
Condescend, vouchsafe, think fit, see fit.
II. verb active
Grant, vouchsafe, accord.

واژه‌های دیگر با معنی «لطفاً»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن