dejure معنی فارسی حق قانوني مشروع بطورقانوني. واژههای دیگر با معنی «حق قانوني» wife's equity حق قانوني زن، عبارت است از مقدار مناسب و معقولي از، اثاث البيت و ..... که زن مي تواند براي legal easement حق ارتفاق قانوني inns of court کانون چهار انجمن قانوني در لندن که حق، دارندمردم را اجازه وکالت بدهند de jur قانونا"، حق قانوني، بطور قانوني abator رفع مزاحمت كننده، غاصب حق وارث قانوني amendment اصلاح، تصحيح، تغيير manhood suffrage حق راي يا ا انتخاب که بمردهايي داده ميشود که، داراي سال قانوني باشند jurisdication اختيار قانوني، حق قضاوت، قلمرو veto حق رد، رد، منع negative voice حق رد، رد، منع