delator معنی فارسی خبرچين سخن چين تهمت زن واژههای دیگر با معنی «خبرچين» fink خبرچين، اعتصاب شکن، جاسوسي کردن. earful بازگوي خبر، خبرچين.، خبر تکان دهنده snitch خبرکش، دله دزدي کردن، کش رفتن.