fink
USfıŋk
معنی فارسی
خبرچين اعتصاب شکن جاسوسي کردن. اعتصابشکن آدم پست فطرت آدم رذل
معنی کامل و مثالها
/fiŋk/n., vi.
● (امریکا- خودمانی) خبر چین، خبر کش، جاسوس
● (کارگری که با رفتن سر کار اعتصاب همکاران خود را می شکند) اعتصابشکن
● آدم پست فطرت، آدم رذل
● (خودمانی - با: on) جاسوسی کردن، لو دادن، اسرار همکاران و غیره را (به پلیس و غیره) گزارش دادن
* fink out
(خودمانی) 1- عدول کردن، زیر حرف خود زدن، جا زدن از زیر معامله (و غیره) در رفتن 2- شکست خوردن، ناموفق بودن
تعریف انگلیسی
verb
- take the place of work of someone on strike “Verb Frames:” “Somebody ----s”
- confess to a punishable or reprehensible deed, usually under pressure “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”