delelopment معنی فارسی توسعه ترقي کمال تکامل تدريجي واژههای دیگر با معنی «توسعه» development توسعه، بسط، ترقي enrichment توسعه، افزايش، ارايش self development توسعه نفس، پيشرفت نفس، خود پيش برد. pole of development قطب توسعه technical development توسعه فني expandsionism توسعه طلبي، اعتقاد به لزوم بسط اراضي کشور از طريق، اعمال قدرت نظامي يا اقتصادي يا هر وسيله develop توسعه دادن، بسط دادن، نمودادن developmentally توسعه دادن، بسط دادن، نمودادن extendable توسعه پذير، قابل تمديد، قابل تعميم. developement توسعه دادن، دولوپمان (شمشيربازي)