deletive معنی فارسی حک کننده واژههای دیگر با معنی «حک کننده» abradant ساينده، حک کننده، پاک کننده abrasively ساينده، آلت خراش، ماده ساينده abrasiveness ساينده، آلت خراش، ماده ساينده abrasive ساينده، آلت خراش، ماده ساينده