دیکشنری فارسی

delve

UKdelv USdelv

معنی فارسی

گودي شيار کنش حفرکردن کاويدن سخت کوشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/delv/n., vi., vt.

(در اصل) کندن (با بیل)، بیل زدن (زمین)

when Adam delved and Eve spun / who was then the gentleman?

وقتی که حضرت آدم بیل می‌زد و حوا نخ می‌رشت چه کسی اربابی می‌کرد؟

(دقیقا) بررسی کردن، کندو کاو کردن، پژوهیدن

to find the answer, he delved into many books

برای یافتن پاسخ کتب زیادی را بررسی کرد.

the deeper he delved into the Creation, the more confused he became

هرچه بیشتر درباره‌ی خلقت پژوهش کرد سردرگم‌تر شد.

(مهجور) زاغه، سردابه

مترادف‌ها

verb active, verb neuter
Dig.

واژه‌های دیگر با معنی «گودي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن