دیکشنری فارسی

demoniac

UKdimouniæk

معنی فارسی

ديوانه جني

معنی کامل و مثال‌ها

/dē mō´nē, ak´, di-/adj., n.

● وابسته به دیوها، دیوی، اهریمنی

a demoniac world full of injustice

جهانی اهریمنی و مملو از بیدادگری

● دیوسرشت، دیوسان، خبیث، شیطانی، دیوانه‌وار (demoniacal هم می‌گویند)

a demoniacal grin

پوزخند دیوسان

his demoniac shouts

فریادهای دیوانه‌وار او

● (آدمی که شیطان یا ارواح خبیثه در درونش راه یافته باشد) جن‌زده، شیطان‌زده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. someone who acts as if possessed by a demon
  2. frenzied as if possessed by a demon “the soldier was completely amuck” “berserk with grief” “a berserk worker smashing windows”

مترادف‌ها

adjective
(also demoniacal)
Diabolical, devilish, fiendish, hellish, infernal.

واژه‌های دیگر با معنی «ديوانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن