demoralizer معنی فارسی افساد ، فساد ، ازميان رفتگي (يابردن) انتظامات وارامش ودليري ارتش واژههای دیگر با معنی «افساد» demoralization افساد، فساد، ازميان رفتگي (يابردن) انتظامات وارامش ودليري demoralize افساد، فساد، ازميان رفتگي (يابردن) انتظامات وارامش ودليري degeneration افساد، فساد تدريجي، برگشت erosion سايش، افساد تدريجي، تحليل derogation زيان رساني، کاهش بهاياشان هبوط، افساد instigation انگيزش، تحريک، وادارسازي depravation تباهي، فساد، بداخلاقي cankered زهر، سم، شرنک poison زهر، سم، شرنک befouled زهر، سم، شرنک