demultiplexer معنی فارسی تقسيم کننده مقسم واژههای دیگر با معنی «تقسيم کننده» divider تقسيم کننده، بخش کننده، پرگارتقسيم subdivider تقسيم کننده باجزاء فرعي، بخشيزه گر. dosing machine دستگاه تقسيم کننده با مقياس divisive تفرقه انداز، تقسيم کننده . aliquot عاد کننده، بدوقسمت مساوي تقسيم کردن