دیکشنری فارسی

divisive

UKdivisiv USdı'vaısıv

معنی فارسی

تفرقه انداز تقسيم کننده .

معنی کامل و مثال‌ها

/dǝ vī´siv, -ziv/adj.

● جداگر، نفاق افکن، تفرقه‌انگیز، جداگرانه، منافقانه

a divisive force that had paralyzed the society

نیروی منافقی که اجتماع را فلج کرده بود.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. dissenting (especially dissenting with the majority opinion)

واژه‌های دیگر با معنی «تفرقه انداز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن