divisive
UKdivisiv
USdı'vaısıv
معنی فارسی
تفرقه انداز تقسيم کننده .
معنی کامل و مثالها
/dǝ vī´siv, -ziv/adj.
● جداگر، نفاق افکن، تفرقهانگیز، جداگرانه، منافقانه
a divisive force that had paralyzed the society
نیروی منافقی که اجتماع را فلج کرده بود.
تعریف انگلیسی
adjective
- dissenting (especially dissenting with the majority opinion)