دیکشنری فارسی

den

UKden USden

معنی فارسی

غار بودباش جانوران کمينگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/den/n., vi.

(حیوان وحشی) کنام، لانه، کومه، گندانه

a den of tigers and lions

کنام پلنگان و شیران

(دزدان و غیره) پنهان‌گاه، دیدارگاه، مرکز، پاتوق

soon the house was turned into a den of thieves

دیری نپایید که آن خانه به لانه دزدان تبدیل گشت.

(اتاق کوچک و راحت برای مطالعه یا تفکر و استراحت) خلوتگاه، جای دنج

after lunch she goes to her den and studies or relaxes

بعد از نهار به اتاق دنج خود می‌رود و مطالعه یا استراحت می‌کند.

اتاق کوچک و نامرتب و کثیف

(پیشاهنگی) جوخه‌ی شیربچگان

در کنام یا پنهانگاه زیستن یا پنهان شدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the habitation of wild animals
  2. a hiding place; usually a remote place used by outlaws
  3. a unit of 8 to 10 cub scouts
  4. a room that is comfortable and secluded

مترادف‌ها

noun
1. Cavern, cave.
2. [Always in bad sense, implying squalor, misery, or vice.] Haunt, retreat, resort, place of resort.

واژه‌های دیگر با معنی «غار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن