دیکشنری فارسی

denominative

معنی فارسی

اسمي مشتق ازاسم ياصفت موجب تسميه

معنی کامل و مثال‌ها

/dē näm´ǝ nāt´iv/adj., n.

● وابسته به نامگذاری، نامگذارانه

● (واژه‌ای که از اسم یا صفت ناشی شده است) اسم بن، صفت بن (مثلا to eye فعلی است که از اسم ناشی شده است)، مصدر اسمی (یا صفتی)

واژه‌های دیگر با معنی «اسمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن