دیکشنری فارسی

dental

UKdentl US'dentəl

معنی فارسی

دنداني ، لثوي ، وابسته به دندان سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/dent´'l/adj.

● وابسته به دندان یا دندان‌پزشکی، دندانی

● (زبان‌شناسی) صامت دندانی (مانند: "th" در this)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a consonant articulated with the tip of the tongue near the gum ridge
  2. of or relating to the teeth “dental floss” “Pertains to noun: tooth”
  3. of or relating to dentistry “dental student” “Pertains to noun: dentistry”

واژه‌های دیگر با معنی «دنداني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن