دیکشنری فارسی

odontoid

معنی فارسی

دنداني برآمدگي دنداني دندانه

معنی کامل و مثال‌ها

/ō dän´toid´/adj.

● دندان مانند، دندان سان، دندانی، دندان گونه، دندان وار

● (کالبد شناسی) زائده‌ی دندانی، فزونه‌ی دندانی

واژه‌های دیگر با معنی «دنداني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن