dentate
معنی فارسی
دندانه دار دندانه دندانه
معنی کامل و مثالها
/den´tāt´/adj.
● دنداندار (دارای دندان یا پیش آمدگیهای دندانسان)، دندانه دار، دندانی
● (گیاه شناسی) دندانسان، مضرس، دندانه دندانه
مترادفها
adjective
(also dentated)
Toothed, notched, serrate, serrated.