دیکشنری فارسی

jagged

UKdʒægd USdʒægd

معنی فارسی

دندانه دار دندانه دندانه ناهموار داراي بريدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/jag´id/adj.

(دارای بریدگی‌های تیز مانند شیشه‌ی شکسته یا سنگ پر دندانه) پر دندانه، تیز گوشه دار، بریده بریده، اره‌ای، مضرس، ناصاف، نا هموار

the jagged edge of a saw

لبه‌ی تیز و گوشه‌دار اره

a jagged rock

صخره‌ی پر تیز گوشه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a sharply uneven surface or outline “the jagged outline of the crags” “scraggy cliffs”
  2. having an irregularly notched or toothed margin as though gnawed

مترادف‌ها

adjective
Notched, serrated, indented, denticulated, cleft, divided, uneven, ragged (on the edges).

واژه‌های دیگر با معنی «دندانه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن