dentulous معنی فارسی دندان دار. واژههای دیگر با معنی «دندان دار.» fanged دندان دار، نيشدار، تيزچنگ odontocete (نهنگ) دندان دار porgee ماهي خوراکي دندان دار. porgy ماهي خوراکي دندان دار. sailfish انواع شمشيرماهيان دندان دار. indented دندانه دندانه، کنگره دار، دندان موشي notched شکاف دار، دندانه دار، دندان موشي notchy شکاف دار، دندان موشي، دندانه دار crenate کنگره دار، دندان موشي