دیکشنری فارسی

fanged

UKfæŋgd

معنی فارسی

دندان دار نيشدار تيزچنگ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having fangs “Pertains to noun: fang”

واژه‌های دیگر با معنی «دندان دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن