دیکشنری فارسی

deobstruent

معنی فارسی

گشاينده بازکننده ردکننده مانع ياسد

مترادف‌ها

I. adjective
(Medicine) Laxative, aperient, loosening.
II. noun
(Medicine) Laxative, aperient, loosening medicine.

واژه‌های دیگر با معنی «گشاينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن