دیکشنری فارسی

depletion

UKdipliːʃən USdıp'li:ʃən

معنی فارسی

تهي سازي تخليه رگ زني حجامت

معنی کامل و مثال‌ها

/dē plē´shǝn, di-/n.

● کاهش، تقلیل، کم‌سازی، کم‌گری

● (ذخایر طبیعی یا پولی و غیره) مصرف، ته‌کشی، تهی‌سازی

the depletion of the world's natural resources

ته کشیدن دخایر طبیعی جهان

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of decreasing something markedly
  2. the state of being depleted

مترادف‌ها

noun
Exhausting, exhaustion, reducing, reduction, draining, emptying, evacuation.

واژه‌های دیگر با معنی «تهي سازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن