دیکشنری فارسی

dejection

UKdidʒekʃən

معنی فارسی

افسردگي دلگيري تهي سازي شکم دلتنگي

معنی کامل و مثال‌ها

/dē jek´shǝn, di-/n.

اندوه، غم، افسردگی، ماتم‌زدگی، غمگینی، دلمردگی

when she came in, her face was a picture of dejection and hoplessness

وقتی که وارد شد چهره‌اش تصویری از غم و حرمان بود.

(پزشکی) اجابت مزاج، ریدن

(پزشکی) مدفوع، سرگین، گه، که‌که، گه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a state of melancholy depression
  2. solid excretory product evacuated from the bowels

مترادف‌ها

noun
Depression, despondency, sadness, melancholy, gloom, dumps, blues, lowness of spirits, low spirits.

واژه‌های دیگر با معنی «افسردگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن