دیکشنری فارسی

dismals

معنی فارسی

افسردگي اندوهناکي روزهاي بد (بختي)

مترادف‌ها

noun plural
[With The prefixed.] Melancholy, low spirits, the blues, the vapors, depression, depression of spirits, low state, ennui.

واژه‌های دیگر با معنی «افسردگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن