دیکشنری فارسی

glumness

UKglʌmnəs

معنی فارسی

افسردگي ، رنجيدگي ، اوقات تلخي ،

خاموشي اي که ازروي افسردگي باشد

تعریف انگلیسی

noun
  1. an atmosphere of depression and melancholy “gloom pervaded the office”
  2. a gloomy ill-tempered feeling

واژه‌های دیگر با معنی «افسردگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن