دیکشنری فارسی

depopulate

معنی فارسی

کم جمعيت کردن ازابادي انداختن کم جمعيت شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē päp´yǝ lāt´/vt.

(کاهش جمعیت در اثر جنگ و بیماری وغیره) چپیره‌زدایی کردن، مردم زدایی کردن، از جمعیت کاستن

the Mongols depopulated northeastern Iran

مغولان شمال غربی ایران را از جمعیت تهی کردند.

مترادف‌ها

verb active
Dispeople, unpeople, deprive of inhabitants.

واژه‌های دیگر با معنی «کم جمعيت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن