دیکشنری فارسی

dispeople

معنی فارسی

کم جمعيت کردن ازابادي انداختن ويران شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis pē´pǝl, dis´-/vt.

(مهجور) از سکنه خالی کردن

مترادف‌ها

verb active
Depopulate, unpeople.

واژه‌های دیگر با معنی «کم جمعيت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن