dispeople
معنی فارسی
کم جمعيت کردن ازابادي انداختن ويران شدن
معنی کامل و مثالها
/dis pē´pǝl, dis´-/vt.
● (مهجور) از سکنه خالی کردن
مترادفها
verb active
Depopulate, unpeople.
کم جمعيت کردن ازابادي انداختن ويران شدن
/dis pē´pǝl, dis´-/vt.
● (مهجور) از سکنه خالی کردن
verb active
Depopulate, unpeople.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن