deputize
معنی فارسی
نمايندگي کردن نيابت کردن
معنی کامل و مثالها
/dep´yōō tīz´, -yǝ-/vt., vi.
● به نمایندگی برگزیدن، به معاونت برگزیدن
● به نیابت (از سوی کسی) عمل کردن، (نمایندگی کسی را) به عهده گرفتن، جانشین کسی بودن
the bill was presented by Mr. Daliri, deputizing for the prime minister
لایحه از طرف آقای دلیری که به نمایندگی از سوی نخستوزیر عمل میکرد تقدیم شد.
تعریف انگلیسی
verb
- act as a substitute “She stood in for the soprano who suffered from a cold” “Somebody ----s somebody”
- appoint as a substitute “Somebody ----s somebody”