descrier معنی فارسی بنظراوردن ديدن تشخيص دادن مشاهده کردن واژههای دیگر با معنی «بنظراوردن» descried بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن descries بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن descry بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن