deserved
UKdizəːvd
USdı'zə:vd
معنی فارسی
درخور مستحق سزاوار منصفانه عادلانه به حق به سزا
معنی کامل و مثالها
/di zu_rvd´/adj.
● درخور، مستحق، سزاوار
his punishment was well deserved
تنبیه او کاملا سزاوار بود.
● منصفانه، عادلانه، به حق، به سزا