دیکشنری فارسی

deserved

UKdizəːvd USdı'zə:vd

معنی فارسی

درخور مستحق سزاوار منصفانه عادلانه به حق به سزا

معنی کامل و مثال‌ها

/di zu_rvd´/adj.

درخور، مستحق، سزاوار

his punishment was well deserved

تنبیه او کاملا سزاوار بود.

منصفانه، عادلانه، به حق، به سزا

واژه‌های دیگر با معنی «درخور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن