دیکشنری فارسی

deskman

معنی فارسی

پشت ميز نشين.

معنی کامل و مثال‌ها

/-man´/n., pl.

● پشت میز نشین، کارمند دفتری، ویراگر روزنامه، سردبیر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the police sergeant on duty in a police station

واژه‌های دیگر با معنی «پشت ميز نشين.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن