deskman
معنی فارسی
پشت ميز نشين.
معنی کامل و مثالها
/-man´/n., pl.
● پشت میز نشین، کارمند دفتری، ویراگر روزنامه، سردبیر
تعریف انگلیسی
noun
- the police sergeant on duty in a police station